**زیبای پاییزی**
من هیچی نیستم و این لطف خداست. ولی همین هیچی آرزوی خیلیاست!!!
درباره وب
نويسندگان
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت :یارب.. از چه خارم کرده ای؟
برصلیب عشق دارم کرده ای؟
بیش از این زین عشق دلخونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی...
...
نظرات شما عزیزان:
تاريخ : شنبه 21 مرداد 1391برچسب:, | 12:9 | نويسنده : آتریسا | 1 نظر
آخرین مطالب
پيوندهاي روزانه
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب